محمد صادق على خان

54

مخازن التعليم ( فارسى )

و روغن عاقرقرحا ماليدن و فلفل سياه با شراب خوردن كژدم دريائى علاج آن از تدبير كلى مثل ضفدع بحرى بود سگ آبى و تمساح و ماهى سياه موضع گزيده اينها را از عسل و نمك و بوره ارمنى طلا كنند پس نمك و سركه در آن بمالد و بشويد و پيه مرغابى و پيه گاو كوهى و روغن گاو نهد و پيه تمساح درين باب اقوى است خصوصا گزيدهء تمساح را و همچنين گوشت تمساح ترياق گزيدن اوست و كسانى كه مداومت سفر دريا مىكنند مىگويند كه هيچ دوا از برائ گزيدن سگ آبى نيست بلكه هر چيزى كه بر گزيدهء او گذاشته مىشود فاسد مىگردد پس بهتر اينست كه موضع گزيده او را هر روزه از آب گوشت بشويند بتدريج صحت خواهد يافت و بعضى بر موضع گزيده او بول مىكنند و اشنان رطب را مىكوبند و بر آن موضع مىنهند و اهل مصر شخص تمساح گزيده را در روغن كنجد غرق مىنمايند و مىگويند وقتىكه تمساح گزيده باشد در هر سال موضع گزيدهء او همان وقت شگافته مىشود مگر آنكه حوالى جراحت را داغ كنند و هرگاه كه انسان چربى شير را بر بدن خود بمالد پس ما دامى كه بوى چربى در بدن است تمساح قريب آن نمىآيد طريق دوم در علم علاج بقول كلى علاج تمام مىشود بسه چيز اوّل تدبير دوم ادويه سوم اعمال يد پس اين طريق متضمن است بسه فرسخ فرسخ اول در تدبير و او آنست كه در اسباب سته ضروريه تصرف كند برائ حفظ صحت يا استرداد آن اول گذشت و مراد در اينجا ثانى است و حكم آن سن جهت كيفيت حكم ادويه است زيرا كه تاثير اسباب ضروريه در بدن از تسخين و تبريد و غير آن همچو تاثير ادويه مىباشد پس چنانچه واجب است در دوا استعمال ضد زيرا كه علاج بضد مىباشد همچنين واجب است در اسباب استعمال ضد و از جمله اسباب سته ضروريه براى غذا احكام خاصه‌اند و آن اينست كه گاهى غذا نمىدهند چنانچه در بحران و وقت نوبت و گاهى غذا مىدهند كه در كيفيت يعنى غذائيت كم باشد اگرچه كثير الكيموس باشد يعنى كثير المقدار باشد چنانچه داده